الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

466

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

« ما آينده‌اى پر از فتنه و آشوب در پيش داريم كه اجراى حق در آن موجب نارضايتيهاى بسيار خواهد شد » ولى مردم دست بردار نبودند ، نخستين كسى كه پيش آمد و اصرار داشت دست امام را ببيعت بفشارد و امام امتناع ميكرد اشتر بود اشتر با ناراحتى عرض كرد : آيا بعد از سه نفر هنوز هم حاضر نيستى زمام حكومت را به عهده گيرى ( اگر اين بار از دست برود كار اسلام به كجا خواهد انجاميد ؟ ) . بالاخره نخستين فردى كه بيعت كرد اشتر بود ، پس از او طلحه و زبير و عده‌اى ديگر ، سپس قرار بر اين شد كه مردم فردا در مسجد با او بيعت كنند . فردا اشتر بميان مردم آمد و با صداى بلند فرياد زد : « اى مردم هذا وصى الاوصياء و وراث علم الانبياء العظيم البلاء الحسن العناء الذى شهد له كتاب اللّه بالايمان و رسوله بجنة رضوان من كملت فيه الفضائل و لم يشك فى سابقته و علمه الاواخر و الاوائل » : اين وصى پيامبران ، وارث علم انبياء ، كسى كه آزمايشش بزرك بوده ، كتاب خداوند بايمان او ، و رسولش ببهشت رضوان براى او شهادت داده‌اند . كسى كه فضايلش بمرحله كمال رسيده و در سابقه نيك و دانشش گذشتگان و آيندگان شك نكرده و نخواهند كرد . بيائيد و بيعت كنيد سپس خود بار ديگر با امام بيعت نمود و مردم پس از او بيعت كردند . جريان بيعت و پيامدهاى آن را مىگذاريم و بسوى حادثه جمل مىرويم تا در آنجا نكات ديگرى از اشتر باز گو كنيم . هنگامى كه عايشه از مكه بسوى بصره حركت كرد مالك اشتر به خدمت امام ( ع ) رسيد ، جريان را به آن حضرت در ميان گذارد و از او دستور العمل خواست كه در اين راه چه كند ؟ . . .